|

فیلمی که امروز مینویسم خیلی جالبه اسمه بازیگره نقش اوّلش ویل اسمیت هستش،داستان از این قراره که تو سال 2009 رو زمین ویروسی به وجود می آید که kvنام دارد و همه را به شکل موجوداتی در می آورد که شبیه زامبی ها هستند و این موجدات فقط در تاریکی زنده می مانند و نور خورشید آنها را میکشد،بنابراین آنها فقط در شب بیرون میان و در روز شهر نیویورک که فیلم نشونش میده خیلی آروم هستش .رابرت نویل که همون will smithهستش .برای درمان این بیماری تلاش های زیادی میکند و همدم او سگش سیمون می باشد.البته این بیماری 1% از آدمها رو نمیتونست ویروسی کنه چون اونا بدن هاشون در مقابل این ویروس مقاوم بود و ویل هم از اون عده اس اون هر روز پشت رادیوی نیویورک میرفت و صحبت می کرد تا شاید اگر کسی زنده اس بتونه پیداش کنه.همچنین او سگش رو از دست میده چون مجبور میشه با یکی از ا.ن ویروسی ها مبارزه کنه و سگش هم ویروسی میشه و خود ویل سگش رو خفه میکنه. در این بین دختری به نامک آنا و پسر بجه ای به نام اتان از همون رادیویی که گفتم ویل رو پیدا میکنند،آنا به ویل میگه که کمپا انسانهای سالم رو میشه پیدا کرد ولی باید سفر کنیم ولی ویل میگه که همه مردن و هیشکی زنده نیست،آنا میگه خدا من رو راهنمایی کرد که رادیو رو روشن کنم،حالا هم یه احساسی بهم میگه که انسان های سالم هنوز وجود دارد،ویل با عصبانیت براش توضیح میده که اگه خدا وجود داشت این بیماری رو از رو زمین ور میداشت،پس خدایی وجود ندارد.(نویسنده:تو سختی هاست که انسان به مقداره ایمانش پی میبرد) در این موقع متوجه میشن که این افراد که جستجوگران تاریکی نام داشتند خانه ی آنها رو پیدا میکنند و اونها هم برای امنیت بشتر به آزمایشگاه ویل در زیر زمین میرسند ولی بعد متوجه میشن که ویل آنتی ویروس رو کشف کرده و یکی از جستجوگران تاریکی که زیر دست او در آزمایشگاه بوده بهبود پیدا کرده،در این موقع تمام جستجوگرهای تاریکی در پشت در آزمایشگاه جمع میشن.ویل هر چی سعی میکنه که براشون توضیح بده که دارو رو پیدا کرده اونا نمیفهمن و قصد دارن که این سه را بخورند.دذ این موقع ویل دارو را به آنا و اتان میده و با نرنجک بین جستجوگرهای تاریکی میره و همه را با انجار از بین میبره،ویل 8 دقیقه بعد از کشف بزرگش مرد. آنا واتان هم کمپ انسانهای سالم رو پیدا میکنند و آنتی ویروس رو به اونا میدن تا همه را دوباره درمان کنند.
|